خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطرت هست که جز یاد در تو خاطر نیستمن شهید نظر و یار بمن ناظر نیست
۲
ظاهرا گفت رقیب از نظرش افتادیآری آن نظره که با من بودش ظاهر نیست
۳
آخرین داروی دردم زطبیب آید کیداغ عشق است از آن درد مرا آخر نیست
۴
نیست ثابت بر اصحاب صناعت در عشقهر که بر آتش سودای بتان صابر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳