شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این دود که دوش از دل سودازده برخاستچون شمع مرا سوخت ولی بزم بیاراست
۲
ما را چه خوش افتاد بتن کسوت عشقتچون خلعت خوبی که ببالای تو زیباست
۳
تیز نظرش بگذرد از جوشن فولادبا لطف بدن ساعد بازوش تواناست
۴
زین قلب شکن لشکر مژگان که تو داریخون دل عشاق بریزی زچپ و راست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth