خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبتکه بارهاست بجانم زاحتمال محبت
۲
هر آنچه تخم وفا کشته ام جفا ثمرش بودکسی نچیده جز این میوه از نهال محبت
۳
چگونه صرف خیالش توان و عطف عنانمکه عمر من همه شد صرف در خیال محبت
۴
چه غم که رفت سر و جان و مال و جاه زدستمنه بذل مال و سر و جان بود کمال محبت
صفحهٔ ۱ از ۳