خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر استتن گر بکاست عشق ولی روح پرور است
۲
عاشق زخویش غایب و حاضر ببزم دوستگر بینیش بحلقه که مشغول دیگر است
۳
آهم زبسکه مشعله زد در شب فراقبزمم بشام تیره صباح منور است
۴
هرگز هوای جنت رضوان نمیکندهر دل که او رهین سر کوی دلبر است
صفحهٔ ۱ از ۳