شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب این درد که درمان نپذیرد از چیستوین که بر داغ درون تازه نمک پاشد کیست
۲
عجز دارند طبیبان جهانم ز علاجلاعلاجم چه کنم چاره چه تدبیرم چیست
۳
گرچه نالد دل بیمار به سینه پنهاننیست یک دل به همه شهر کزو نالان نیست
۴
عجبی نیست که در هجر تو مردند بسیعجب آنست که یک تن به فراق تو بزیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth