خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلم میار خدا را تو باغبان عنایتخزان ما زبهار تو کی رسد بنهایت
۲
بهل که به نشود داغ دل زمرهم اعیارعتاب دوست بسی به که از رقیب عنایت
۳
مگر بروز فراقت حدیث هجر بگویم که شام هجر ندارد باین حدیث کفایت
۴
هزار دوست گرفتم ولی بشام فراقتبغیر مردم چشم کسی نکرد حمایت
صفحهٔ ۱ از ۳