خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلزار مگوئید که قصری زبهشت استساقی نه پری کادمی حور سرشت است
۲
نه باده بساغر بود و محمل مستانکان چشمه کوثر بود آن باغ بهشت است
۳
جویند ترا شیخ و برهمن چه تفاوتکاین بر در کعبه بود آن رو به کنشت است
۴
زاهد من و میخانه ملامت نکند سوددر دفتر تقدیر ببین تا چه نوشت است
صفحهٔ ۱ از ۳