خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدل رسید سحر پیکی از دیار محبتکه روزگار نوی یافت از بهار محبت
۲
چو کیمیای نظر کرد زر مس عشاقفزود صیرفی عشق بر عیار محبت
۳
فشاند رشحه چو ابر بهار عشق ببستانشکفت صد گل خوش رنگ و بو زخار محبت
۴
سری نماند که با صولحان چو گونه ربودشسمند تاخت بمیدان چو شهسوار محبت
صفحهٔ ۱ از ۴