خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوستنمک داغ درونم لب چون شکر اوست
۲
طلب انس از آن ترک پریزاد خطاستزانکه غلمان پدر و حور پری مادر اوست
۳
گرچه صد حور نماید رخ خوب از منظر نظر عاشق دل باخته بر منظر اوست
۴
سخنی نیست که خورشید پرستد هندوهندوی زلف تو چونست که مه بستر اوست
صفحهٔ ۱ از ۳