خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سلطنت امکان کم پایه زخدامتتقدیر و قضا هر روز سر در خط احکامت
۲
از چیست سلیمانرا شد ملک جهان در حکمبر خاتم انگشتش گر نقش نشد نامت
۳
تو مظهر یزدانی تو آیت سبحانیآغاز تو کی دانم گوئیم زانجامت
۴
عیسی دم روحانی بگرفته زلعل تواین زندگی جاوید برده خضر از جامت
صفحهٔ ۱ از ۲