خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چه گل بود که در شهر ز بستان آمدوین چه سرو است که از باغ به ایوان آمد
۲
گل کجا بذله کشد دلکش و چون سرو چمدسرو کی رفت چنین نغز و خرامان آمد
۳
بجز آن لؤلؤ خندان بعقیق لب اومعدن لؤلؤ کی لعل بدخشان آمد
۴
شاید ار سرو چو صوفی بدر آید بسماعزآنکه بلبل بچمن مست و حدی خوان آمد
صفحهٔ ۱ از ۳