شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آوردپیغام بلقیس از سبا سوی سلیمان آورد
۲
تا جان سوی جانان شود تن پای تا سر جان شودمشتی غبار از ره برد صد روح و ریحان آورد
۳
نالد غریبانه دلم از بی طبیبی روز و شبتا دردمند عشق را لعل که درمان آورد
۴
راز درون بنهفته به اسرار دل ناگفته بهشاید طبیبی رحمتی بر درد پنهان آورد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth