خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آیدامید هست که نخل امید ما ببر آید
۲
کجا چو رویِ تو ، روید گلی به گلشنِ کابل،کجا چو قد تو سروی بباغ کاشغر آید
۳
فغان زترک کماندار تو که از سرشستشهر آنچه تیر رها شد بسینه کارگر آید
۴
هجوم خط عجبی نیست گرد آن لب شیرینهجوم مور بلی گرد بسته شکر آید
صفحهٔ ۱ از ۳