خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبودوقتی اگر که بوده در ایام ما نبود
۲
گفتی وفا بدهر چو سیمرغ و کیمیاستجستیم کیمیا و شنان از وفا نبود
۳
بر من جفا پسندی و بر من مدعی وفاآن در خور جفا و این را وفا نبود
۴
آیا چه شد که اهل هوس خانه کرده انددر آن حرم که محرم باد صفا نبود
صفحهٔ ۱ از ۴