خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یادم از آن لب شیرین شکر بار آمدطوطی ناطقه ام باز بگفتار آمد
۲
حیرتی داشتم از بستن زنار مغانیادم از حلقه آنزلف چو زنار آمد
۳
پرتو عشق بدان حمله به تغیر لباسگه گلستان شد و گه نور و گهی نار آمد
۴
گاه زاهد شد و محراب عبادت بگزیدگاه ساقی شد و در خانه خمار آمد
صفحهٔ ۱ از ۴