شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عیداز در میکده‌ام مژدهٔ رحمت برسید
۲
کای خراباتی مخمور بهل خواب و خمارکانچه می‌خواستی از بخت میسر گردید
۳
آمد از پرده برون آن بت پیمان‌شکنحرم از مقدم او رشک کلیسا گردید
۴
صنمی را که همه کون و مکانند طفیلطفل‌سان پرده برانداخت در آن عید سعید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth