خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر عقد میفروشت ز شراب حل نسازدبگذر که حل مشکل به جز از اجل نسازد
۲
به قمار عشق دارم سر پاکبازی امابه کجاست آن حریفی که ره دغل نسازد
۳
همه چون شهاب ثاقب بگریز از آن مصاحبکه به کعبه پشت کرد و به بت و هبل نسازد
۴
ز بلند و پست هامون نکند حدیث مجنوننبود حریف لیلی که به کوه و تل نسازد
صفحهٔ ۱ از ۳