شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیمه شب آن مه چو از حجاب برآمدعقل گمان کرد کآفتاب برآمد
۲
کاوش مژگان چنان به سینه اثر کردکز گل قبرم پر عقاب برآمد
۳
تا که گریزند مهر و ماه چو خفاشپرده بیفکند و از نقاب برآمد
۴
جوش‌زنان ریخت می ز چشم صراحیآتش افروخته از آب برآمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth