شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زدچون غرقه مردمک دوش غوطه بموج خون زد
۲
عقلم زسر گریزان جسمم چو شمع سوزانعشق آتشی فروزان در پرده درون زد
۳
شد چهره زعفرانی اشکم شد ارغوانیتا عشق نغمه سازم در سینه ارغنون زد
۴
کردی بحی تجلی روزی زروی لیلیمجنون به نجد از وجد لابد دم از جنون زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth