خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکندبا عارضت حور جنان از خویش زیور برکند
۲
ترک کمان کرده بزه پوشیده از خطت زرهتا جوشن اندر داوری از طوس نوذر برکند
۳
اختر شناس ار اختری با تو نماید هم سریبا گز لک غیرت چو خور او چشم اختر برکند
۴
ای ماه و خور هندوی تو جانها اسیر موی تودر صولجان دل گوی تو کی شوقت از سر برکند
صفحهٔ ۱ از ۲