خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوابم چو با خیال جمالت یکی شودبر دیده هرمژه زغمت ناوکی شود
۲
آنرا که غوص لؤلؤئی اندر نظر بودبحر محیط در نظرش اندکی شود
۳
گو دیده دوبین بکند یار متحدتا این دوئی بچشم حقیقت یکی شود
۴
خلقی اگر زجوهر فردند در گمانزاهل یقین زلعل تو رفع شکی شود
صفحهٔ ۱ از ۲