خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که در گلشن دل سرو سمن برداردبایدش دل زگل و سرو سمن بردارد
۲
حالت بسمل عشق و مژه فتانشداند آن خسته که دل برسر خنجر دارد
۳
کرده چون پهلوی دارا دل مجروهم چاکآنکه ابروی چو شمشیر سکندر دارد
۴
نبود آرزوی کوثر و حورش در دلآنکه دلبر ببرو باده بساغر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲