خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوستان دلبر بدست افتاد دستی برزنیدزآن می کهنه بیارید و زنو ساغر زنید
۲
دست افشان پای کوبان بذله سنج و نغمه خوانچشم بگشائید و قفل آهنین بر در زنید
۳
جان سپند آسا زشادی بر سر آتش نهیدوز شرار شوق شعله در دل مجمر زنید
۴
مطربان دفها بکف آرید با ضرب اصولچنگ اندر چنگ نای و بربط و مزمر زنید
صفحهٔ ۱ از ۴