خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستان تو از جام ازل باده خورانندتا صبح ابد از دو جهان بیخبرانند
۲
در راه طلب سر بنهد طالب مقصودآنان که بنالند زپا نو سفرانند
۳
زهاد پس از زهد بمیخانه گرایندیک عمر نشاید که بغفلت گذرانند
۴
در باغ بیا تا که ببینی گل و بلبلاز شوق همه نعره زنان جامه درانند
صفحهٔ ۱ از ۳