شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردیدنافه چین بخم زلف تو مرهون گردید
۲
بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگهر کجا بود دلی از ستمت خون گردید
۳
لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجانبهم آویخته شد لعل تو معجون گردید
۴
عاقلی جانب لیلی بملامت میرفتنارسیده بدر خیمه که مجنون گردید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth