شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهد کن جهد که تیرش ز کمان می‌گذردهرکه آن تیر و کمان دید ز جان می‌گذرد
۲
عمرسان می‌گذرد جان جهانش به رکیبجهدی ای جان که زره جان جهان می‌گذرد
۳
یک جهان فتنه بیاورد چو آمد در شهرتا چه از رفتن آن مه به جهان می‌گذرد
۴
گفته بودی که زمانی به لبت لب بنهمهان دم بازپسین است و زمان می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth