شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق تا حلقه سحر بر در دل‌ها می‌زدعقل از کشور دل خیمه به صحرا می‌زد
۲
خرمن دین و دل از برق تجلی می‌سوختطعن‌ها بر شرر سینه سینا می‌زد
۳
بود ترسابچه‌ای همره او کز نیرنگراه مردم به خم زلف چلیپا می‌زد
۴
کافری عشوه‌گری کز نگه چشم سیاهراه مجنون به در خیمه لیلا می‌زد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth