شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که چندی از علایق رسته بوددوش دیدم در کمندی بسته بود
۲
مردم دیده که کرد افشای رازدیدمش چون دل بخون بنشسته بود
۳
دل که زخمش روی بر بهبود داشتشکر کز تیر نگاهی خسته بود
۴
زآه من افلاکیان اندر فغانمن گمان کردم که آه آهسته بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth