خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این قوم که غارتگر عقل و دل و دینندبیشک زنگه رهزن اصحاب یقینند
۲
زلفین سیاهت رسن جادوی بابلچشمان چه بر آن چهره مگر سحر مبینند
۳
ما را نبود تیر بجز آه سحرگاهبا سخت کمانان که مرا خوش بکمینند
۴
در حلقه زهاد مرو نیک حذر کنزین راهزنانی که در این شهر امینند
صفحهٔ ۱ از ۳