خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنک آنقوم که در کف می روشن دارندبزم از شعله می وادی ایمن دارند
۲
تا بمیخانه چه رفتست که امشب مستانهمه در مسجد و محراب نشیمن دارند
۳
بگذر از سیمبران ایدل شیدا کاین قومروی از آئینه دل از روی و آهن دارند
۴
من و کنج قفس و جور و جفای صیادگرچه مرغان چمن جای بگلشن دارند
صفحهٔ ۱ از ۲