شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتدکار با سبحه و زنار به پیکار افتد
۲
خیز و در کوی مغانش بده ای شیخ بمیچند سجاده و تسبیح تو بی کار افتد
۳
جز ملامت ثمری ایدل شیدا نبریسرو کار تو چو با مردم هوشیار افتد
۴
گرچه زنار بود حلقه آن زلف نژندکاش بر حلق من آن حلقه زنار افتد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth