خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشدتا زهره در بزم فلک از وجد معجر برکشد
۲
ساقی صلا زد محتسب می در قدح کن برملاصوفی شکسته توبه و خواهد که ساغر برکشد
۳
زاهد که بودی زرد رو میدیدمش در جستجوگویا طبیبش گفته کاو زآن راح احمر برکشد
۴
هل من مزید صوفیان از بزم شد بر آسمانهر کو کشیده ساغری خواهد مکرر برکشد
صفحهٔ ۱ از ۳