شعر را زندگی کن
→ خمسهنظامی
نظامی

خسرو و شیرین

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - سرود گفتن باربد از زبان خسرونکیسا چون زد این افسانه بر چنگ←بخش ۸۲ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرینچو بر زد باربد زین سان نوایی←بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرونکیسا چون زد این طیاره بر چنگ←بخش ۸۴ - سرود گفتن نکیسا از زبان شیرینچو رود باربد این پرده پرداخت←بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرونکیسا چون زد این افسانه بر ساز←بخش ۸۶ - سرود گفتن نیکسا از زبان شیریننکیسا در ترنم جادوی ساخت←بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرونکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت←بخش ۸۸ - بیرون آمدن شیرین از خرگاهحکایت بر گرفته شاه و شاپور←بخش ۸۹ - آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائنبه پیروزی چو بر پیروزه‌گون تخت←بخش ۹۰ - زفاف خسرو و شیرینسعادت چون گلی پرورد خواهد←بخش ۹۱ - اندرز شیرین خسرو را در داد و دانشبه نزهت بود روزی با دل‌افروز←بخش ۹۲ - سوال و جواب خسرو و بزرگ امیدچو خسرو دید کان یار گرامی←بخش ۹۳ - اولین جنبشخبر ده کاولین جنبش چه چیز است←بخش ۹۴ - چگونگی فلکدگرباره بپرسیدش جهاندار←بخش ۹۵ - اجرام کواکبدگر ره گفت کاجرام کواکب←بخش ۹۶ - مبداء و معاددگر ره گفت ما اینجا چراییم←بخش ۹۷ - گذشتن از جهاندگر ره گفت کای دریای دُربار←بخش ۹۸ - در بقای جاندگر باره شهِ بیداربختش←بخش ۹۹ - در چگونگی دیدار کالبد در خوابدگر ره گفت اگر جان هست حاصل←بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگدگر ره گفت «بعد از زندگانی←بخش ۱۰۱ - چگونگی زمین و هوادگر ره گفت کز دور فلک خیز←بخش ۱۰۲ - در پاس تندرستی از راه اعتدالدگر باره بگفتش کای خردمند←بخش ۱۰۳ - چگونگی رفتن جان از جسمدگر ره باز پرسیدش که جان‌ها←بخش ۱۰۴ - تمثیل موبد اولیکی گفتا بدان مانَد که در خواب←بخش ۱۰۵ - تمثیل موبد دومدوم موبد به قصر‌ی کرد مانند←بخش ۱۰۶ - تمثیل موبد سومسوم موبد چنان زد داستانی←بخش ۱۰۷ - تمثیل موبد چهارمچهارم مرد موبد گفت کاین راز←بخش ۱۰۸ - در نبوت پیغمبر اکرمسخن چون شد به معصومان حوالت←بخش ۱۰۹ - گفتن چهل قصه از کلیله و دمنه با چهل نکتهبزرگ امید چون گلبرگ بشکفت←بخش ۱۱۰ - حکمت و اندرز سرایی حکیم نظامیدلا از روشنی شمعی برافروز←بخش ۱۱۱ - صفت شیرویه و انجام کار خسروچو خسرو تخته حکمت در آموخت←بخش ۱۱۲ - کشتن شیرویه خسرو راشبی تاریک نور از ماه برده←بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسروچو صبح از خواب نوشین سر برآورد←بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرینتو کز عبرت بدین افسانه مانی←بخش ۱۱۵ - در نصیحت فرزند خود محمد گویدببین ای هفت ساله قره‌العین←بخش ۱۱۶ - در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم راچنین گفت آن سخن‌پرداز شب‌خیز←بخش ۱۱۷ - نامه نبشتن پیغمبر به خسروخداوندی که خلاق‌الوجود است←بخش ۱۱۸ - معراج پیغمبرشبی رخ تافته زین دیر فانی←بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتابنظامی هان و هان تا زنده باشی←بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی راچو داد اندیشهٔ جادو دماغم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth