→ هلالی جغتاییهلالی جغتایی
هلالی جغتایی
شاه و درویش
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ای وجود تو اصل هر موجود←بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجاتای دوای درون خستهدلان←بخش ۳ - مناجاتسالها شد که مهر عالمسوز←بخش ۴- در نعت سیدالمرسلین صلیالله علیه و سلماز خدا گر ره خدا طلبی←بخش ۵ - وصف معراج رسولالله و صحابهٔ کبار آنای خوش آن شب که جبرئیل امین←بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیهالسلامدر دریای سرمدست علی←بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعرگوهر حقهٔ دهان سخنست←بخش ۸ - سبب تصنیف کتابروزی از روزهای فصل بهار←بخش ۹ - خطاب هلالی با مدعیای که با من سر سخن داری←بخش ۱۰ - آغاز قصهٔ شاه و درویشسخنآرای این حدیث کهن←بخش ۱۱ - در آزاد شدن شهزاده از مکتب و ملول بودن درویشیار هرگه درو نظر میکرد←بخش ۱۲ - حال گدا به وقت شب در جدایی شاهزادهچون شب تیره در میان آمد←بخش ۱۳ - حالات شاه و گدا در مکتبصبح دم کز نسیم مهرافروز←بخش ۱۴ - در فسونسازی شهزاده به معلم به جهت دلداری درویششاه چون در گدا نظر میکرد←بخش ۱۵ - حال عشق شاهزاده با گداباز چون ظلمت شب آمد پیش←بخش ۱۶ - افشای راز عشق و ملامت عوامباز چو مهر از فلک سر زد←بخش ۱۷ - خبردار شدن مردم از حال درویش و پیدا شدن رقیب کافرکیش بداندیشاهل مکتب شدند واقف حال←بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خودهیچ جا در جهان حبیبی نیست←بخش ۱۹ - رفتن گدا به شب بر در شاهزادهیک شب القصه رو به شاه آورد←بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاهآن شب آفاق همچو گلشن بود←بخش ۲۱ - دیدار شاه از بام در شب ماه روشنآمد و جا گرفت بر لب بام←بخش ۲۲ - در صفت کبوتربازی شاه و نظاره کردن درویشصبح چون ریخت دانهٔ انجم←بخش ۲۳ - سر راه گرفتن رقیب درویش راچند روزی که شاهزادهٔ عصر←بخش ۲۴ - جستن کبوتر شاه بر درویش و نامه نوشتن به بال اوبود شه را کبوتری که فلک←بخش ۲۵ - رفتن شاهزاده به میدانروز دیگر که آفتاب منیر←بخش ۲۶ - در تعریف کمان شاه گویدبر سر دست شه کمانی بود←بخش ۲۷ - مناظرهٔ تیر و کمان با یکدیگرشاه تیری که در کمان پیوست←بخش ۲۸ - جواب دادن کمان به تیر و صلح کردنچون کمان این سخن شنید از تیر←بخش ۲۹ - واقف شدن مردم از عشقبازی و دلداری درویش و بهانه ساختن رقیب شکار را به جهتجدایی آنهاچند روزی که شاه بندهنواز←بخش ۳۰ - حیله کردن رقیب و خبردار نمودن شاه گدا راروز دیگر که وقت میدان شد←بخش ۳۱ - رفتن درویش به صحرا و ساکن شدنش در کوهی و منتظر بودنش به مقدم شاهبود کوهی و بوالعجب کوهی←بخش ۳۲ - وصف غزال کوهیدر صف آهوان غزالی بود←بخش ۳۳ - بزمآرایی لشکر به شکارچون ز بهر نشاط نوروزی←بخش ۳۴ - تعاقب شاهزاده غزال را و رسیدن هر دو پیش گداآن غزالی که گفته شد زین پیش←بخش ۳۵ - بزمآرایی شاه و نظر کردن گداشب که در بزمگاه مینا رنگ←بخش ۳۶ - رفتن شاهزاده به دیدن درویشروز دیگر که با هزار شکوه←بخش ۳۷ - به شهر آمدن شهزادهبار دیگر که خسرو انجم←بخش ۳۸ - اقامت شاهزاده بر لب دریا و کدا بر کوهبود چون بحر و کان ز معنی پر←بخش ۳۹ - رفتن شاه پیش گدا و بشارت تختنشینیاز قضا دور چرخ کاری کرد←بخش ۴۰ - نامه نوشتن خسرو و خواستن شهزاده را از سیاحت کنار دریاخوشنویسی که این رقم زده بود←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←