→ دیوان اشعارصائب
صائب
متفرقات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱آنچه می دانیش روی به خون اندوده ای است←شمارهٔ ۸۲عشق پنهانی خنک چون ناز حسن خانگی است←شمارهٔ ۸۳هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بست←شمارهٔ ۸۴چشم ما طرفی کز آن رخسار آتشناک بست←شمارهٔ ۸۵بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست←شمارهٔ ۸۶بس که بر رویم غبار کلفت از هر سو نشست←شمارهٔ ۸۷خوشدلی فرش است در هر جا شراب و ساز هست←شمارهٔ ۸۸در محبت جز تهیدستی متاعی باب نیست←شمارهٔ ۸۹(آتشین جانی چو من بر صفحه ایام نیست←شمارهٔ ۹۰ذوقی از حرف محبت بی صفای سینه نیست←شمارهٔ ۹۱تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت←شمارهٔ ۹۲در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت←شمارهٔ ۹۳پنجه غیرت دل پرویز را در هم شکست←شمارهٔ ۹۴به این عنوان اگر قامت کشد سرو دلارایت←شمارهٔ ۹۵هر کجا قامت دلدار به دعوی برخاست←شمارهٔ ۹۶تار و پود فلک از ناله پیچیده ماست←شمارهٔ ۹۷پیش ارباب خرد رسم تکلف باب است←شمارهٔ ۹۸پیش اشکم که خروشنده تر از سیلاب است←شمارهٔ ۹۹چشمت از گوشه میخانه بلاخیزترست←شمارهٔ ۱۰۰در شکست دل ما سعی نه از تدبیرست←شمارهٔ ۱۰۱فکر دنیای دنی کار خدانشناس است←شمارهٔ ۱۰۲چاره خاک نشینان به قضا ساختن است←شمارهٔ ۱۰۳تا به کام است فلک، خار گل پیرهن است←شمارهٔ ۱۰۴شور دریای وجود از سر پرشور من است←شمارهٔ ۱۰۵اشک از گرمی آه دل من گلگون است←شمارهٔ ۱۰۶نامه لاله که داغ جگرش مضمون است←شمارهٔ ۱۰۷یک سر زلف تو در چین و یکی ماچین است←شمارهٔ ۱۰۸روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است←شمارهٔ ۱۰۹اشک خالی کن دلهای غم اندوخته است←شمارهٔ ۱۱۰راحت و محنت عالم به هم آمیخته است←شمارهٔ ۱۱۱دل هر کس که مسلم ز علایق رسته است←شمارهٔ ۱۱۲جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت←شمارهٔ ۱۱۳دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت←شمارهٔ ۱۱۴(دلم ز سینه به آن زلف تابدار گریخت←شمارهٔ ۱۱۵مرا گشایش خاطر ز دامگاه بلاست←شمارهٔ ۱۱۶سیاه روی کتاب از ورق شماری ماست←شمارهٔ ۱۱۷ترا که پنبه گوش شعور سیماب است←شمارهٔ ۱۱۸زبان شانه درازست بر سر عالم←شمارهٔ ۱۱۹دل آرمیده بود گفتگو چو هموارست←شمارهٔ ۱۲۰ستاره سحر عشق چشم بیدارست←