شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

قطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۲۰ - در مدح صدر قوام الملّة و الدّین ابراهیم بنداری گوید و به دمشق فرستد.نسیم باد صبا هیچ عزم آن داری←شمارهٔ ۳۲۱ - وله ایضااین همه سرکشی مکن بر من←شمارهٔ ۳۲۲ - وله ایضادر ضمیرم اگر چه کم گویم←شمارهٔ ۳۲۳ - وله ایضا فی مذمة الدّنیاتا کی این رنج روزگار بری ؟←شمارهٔ ۳۲۴ - وله ایضاایا حرّی که دستت گاه بخشش←شمارهٔ ۳۲۵ - ایضاً لهای که دایم بسر انگشت دها←شمارهٔ ۳۲۶ - ایضا لهایا صدری که در بازار دانش←شمارهٔ ۳۲۷ - و له ایضابزرگی را همی دانم که هرگز←شمارهٔ ۳۲۸ - ایضا لهبر سر ما آمد ابر بهمنی←شمارهٔ ۳۲۹ - وله ایضاای لطف تو آب زندگانی←شمارهٔ ۳۳۰ - وله ایضابجان آفرینی که نزدیک عملش←شمارهٔ ۳۳۱ - ایضا لهآن ریش فلان مزد قانی←شمارهٔ ۳۳۲ - ایضا لهجو همی خواستم پریر به شعر←شمارهٔ ۳۳۳ - ایضا لهکرده یی ژار با من انعامی←شمارهٔ ۳۳۴ - وله ایضاجهان فضل و فضایل امام ربّانی←شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضاای صفات کرمت روحانی←شمارهٔ ۳۳۶ - ایضاً لهای صاحبی که گر بمثل رای باشدت←شمارهٔ ۳۳۷ - ایضا لهاگر کسی پسری را از آن تو بکشد←شمارهٔ ۳۳۸ - و قال ایضاًبلند قدرا آنی که در علاج نیاز←شمارهٔ ۳۳۹ - وله ایضادوستی دارم چون ناخن‌گیر←شمارهٔ ۳۴۰ - وله ایضا فی التوبیخای که پی حرص و هوا می روی←شمارهٔ ۳۴۱ - وله ایضاپیشوای علما خسرو دانشمندان←شمارهٔ ۳۴۲ - ایضا لهفرستادم بخدمت کاردی خوب←شمارهٔ ۳۴۳ - وله ایضاصاحبا عدّت قیامت را←شمارهٔ ۳۴۴ - وله ایضاای مقادیر فضل و افضالت←شمارهٔ ۳۴۵ - فی مدح ابن بدرالدّین باسمعیلبنامیزد چنان فرّخ لقایی←شمارهٔ ۳۴۶ - ایضا لهمخدوم کمال ملّت و دین←شمارهٔ ۳۴۷ - ایضا لهز ابر چون برف سیم باریدی←شمارهٔ ۳۴۸ - ایضا لهای آنکه از افاضل انوار معنوی←شمارهٔ ۳۴۹ - ایضا لهای آفتاب ملک که از پرتو کرم←شمارهٔ ۳۵۰ - وله ایضاای خواجه سال و ماه تو تلوین همی‌کند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth