→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات ناتمام
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱۶۱خیالت مونس جان اسیران در بدن باشد←شمارهٔ ۱۶۲با دل غم آن رشک پری، ساخته باشد←شمارهٔ ۱۶۳خوشا چشمی که محو لذّت نظّارهای باشد←شمارهٔ ۱۶۴ز غیرت، آب گوهر نخل عزّت را به جو باشد←شمارهٔ ۱۶۵آب دیده ام خونین، آهم آتشین باشد←شمارهٔ ۱۶۶لب گویای من چون شمع، مقراض سخنها شد←شمارهٔ ۱۶۷به رنگین جلوه ای در خون کشیدی، گوشه گیران را←شمارهٔ ۱۶۸نخل مرا شکوفهٔ صبح امید شد←شمارهٔ ۱۶۹ساقی مباد عیدی ما کوتهی شود←شمارهٔ ۱۷۰پایان ناز او چو به بیگانگی کشید←شمارهٔ ۱۷۱کی نشئهٔ صهبا، دل غمناک گشاید؟←شمارهٔ ۱۷۲آزاده، از حیات خود آزار میکشد←شمارهٔ ۱۷۳جز آتش بهار هوا را که بشکند؟←شمارهٔ ۱۷۴آن کیست تا ز کار کسی عقده واکند؟←شمارهٔ ۱۷۵چهره نما که در چمن، شور هزار گل کند←شمارهٔ ۱۷۶سپند آتش خویشم، کسی دوا چه کند؟←شمارهٔ ۱۷۷اگر یادم، چمن پرورد آغوشش نخواهد شد←شمارهٔ ۱۷۸به دنیا سر فرو ناوردنم بالین راحت شد←شمارهٔ ۱۷۹نگاه خشم، چشم شوخ او را زیب دیگر شد←شمارهٔ ۱۸۰تا زلف تو بر دوش و برم سایه فکن شد←شمارهٔ ۱۸۱همّت آن است که در پیش کرم، دون نشود←شمارهٔ ۱۸۲تقلید من فزونی یاران نمی شود←شمارهٔ ۱۸۳مباد، نفس ز قید خرد گشاده شود←شمارهٔ ۱۸۴هما که بال و پر خویش سایبان تو دارد←شمارهٔ ۱۸۵کی ترک مکر و حیله به احباب می کند؟←شمارهٔ ۱۸۶آن مشکبو غزال ز چشمم گذار کرد←شمارهٔ ۱۸۷صحرانورد وحشتم، آن خط و خال کرد←شمارهٔ ۱۸۸این عشق تازه دیده به اشکم دچار کرد←شمارهٔ ۱۸۹پریشانی ز احسان، بحر بی پایان نمی بیند←شمارهٔ ۱۹۰کسی درد سخن، تا دل نگردد خون چه می داند؟←شمارهٔ ۱۹۱چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد←شمارهٔ ۱۹۲دل از وحشت سرای عالم غدّار می گیرد←شمارهٔ ۱۹۳از روی لاله رنگ تو خون جوش می زند←شمارهٔ ۱۹۴این باخته نقشان که درین خانهٔ تنگند←شمارهٔ ۱۹۵یکایک از نظرم نور پیکران رفتند←شمارهٔ ۱۹۶گرچه در بزم جهان، گردن میناست بلند←شمارهٔ ۱۹۷شور مستی از دل دیوانهٔ ما شد بلند←شمارهٔ ۱۹۸تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد←شمارهٔ ۱۹۹از نالهٔ من خامه خوش آهنگ برآمد←شمارهٔ ۲۰۰سختی به ضعیفان جهان بی سبب آید←