شعر را زندگی کن
انوری

مقطعات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست←شمارهٔ ۴۲به خدایی که در ولایت غیب←شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهدای کریمی که در عطا دادن←شمارهٔ ۴۴ - در هجا گویدرای مجدالملک در ترتیب ملک←شمارهٔ ۴۵ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت اواز خواص سخای مجد کرم←شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گویدتو آن فرزانهٔ آزاد مردی←شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرمودهای بزرگی که دین یزدان را←شمارهٔ ۴۸به خدایی که از کمان قضا←شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهدفریدالدین کاتب دام عزه←شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدومشاها بدان خدای که بر دست قدرتش←شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندیبه خدایی که روز را دامن←شمارهٔ ۵۲به خدایی که با بزرگی او←شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستادهمرا مقصود فرزندان آدم←شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیآن شد که جهان لاف همی زد که من آنم←شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را←شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش←شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش←شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او←شمارهٔ ۵۹عاقلا از سر جهان برخیز←شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعیاز آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت←شمارهٔ ۶۱به خدایی که در دوازده میل←شمارهٔ ۶۲گشته‌ام بی‌نظیر تا که ترا←شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان اعظم سنجردوش خوابی دیده‌ام گو نیک دیدی نیک باد←شمارهٔ ۶۴ - در مدح اقضی‌القضاة قاضی حمیدالدینقطعهٔ صدر اجل قاضی قضاة شرق و غرب←شمارهٔ ۶۵ - مطایبهحاجبت رگ ز دست دانستم←شمارهٔ ۶۶تا مشقت ره طاعت نبرد هرگز گفت←شمارهٔ ۶۷ - در شکایت و طلب احسان از مخدومای خداوندی کز غایت احسان و سخا←شمارهٔ ۶۸ - در هجاشمس را چیزکی است بر گردن←شمارهٔ ۶۹ - در مرثیهرئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل←شمارهٔ ۷۰ - در نصیحتاعتقادی درست دار چنانک←شمارهٔ ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفتهای کریمی که در زمین امید←شمارهٔ ۷۲ - شراب خواهدای بزرگی که جود بحر محیط←شمارهٔ ۷۳با خرد گفتم که دستور جهان←شمارهٔ ۷۴تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو←شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیبوالحسن ای کسی که در احسان←شمارهٔ ۷۶ - لطیفهای سروری که کوکبهٔ کبریات را←شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهدای به همت بر آفتابت دست←شمارهٔ ۷۸انوری را ز حرص خدمت تو←شمارهٔ ۷۹ - مطایبهدی گفت به طنز نجم قوال←شمارهٔ ۸۰ - طلب امداد مهم خود کندای بزرگی که در بزرگی و جاه←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth