→ ملا احمد نراقیملا احمد نراقی
ملا احمد نراقی
مثنوی طاقدیس
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۲۰۱ - قربانی نمودن خلیل الرحمن ع فرزند خود اسماعیل ع راآمد اسماعیل روزی از شکار←بخش ۲۰۲ - رجوع به حکایت ابراهیم خلیل و اسماعیل عتا عیان گردد سر پنهان تو←بخش ۲۰۳ - خواب دیدن ابراهیم ع که اسماعیل را قربان کندپس در آن شب وه چه شب نوروز او←بخش ۲۰۴ - بردن حضرت ابراهیم ع اسماعیل را برای قربانی به صحرای منیآن شب ابراهیم تا وقت صباح←بخش ۲۰۵ - حکایت مرد روستایی ساده که تخم منار کاشتروستایی از دهی آمد به شهر←بخش ۲۰۶ - حکایت آن شخصی که گرفتار دو زن بود و سوء عاقبت آنهرکسی بستاند از تو بهر خویش←بخش ۲۰۷ - بقیه حال حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل ذبیحشست هاجر پیکر فرزند را←بخش ۲۰۸ - رفتن شیطان نزد هاجر به حیله گری و نومید شدنشهست چون در امر حق بس مصلحت←بخش ۲۰۹ - نومید شدن شیطان از هاجر و رفتن نزد ابراهیمآمد و گفت ای خلیل مؤتمن←بخش ۲۱۰ - رفتن شیطان به نزد حضرت اسماعیل عچون خلیل الله فکند آن را شهاب←بخش ۲۱۱ - بیان در اشاره به اسرار صلوة و افعال آن به قول بعض از اهل معرفتآن اذان و آن اقامه نفخ صور←بخش ۲۱۲ - در بیان آوردن ابراهیم ع اسماعیل را در قربانگاه منیباز آیم بر سر آن داستان←بخش ۲۱۳ - در بیان فریب دادن نفس اماره آدمی رادر ریاضت روز آوردی به شب←بخش ۲۱۴ - از تسویلات نفس آدمیدیدهای خواهم ازین هم تیزتر←بخش ۲۱۵ - در بیان اینکه اسماعیل گفت ستجدنی ان شاءالله من الصابرینصبر از آثار جسم ظاهر است←بخش ۲۱۶ - در بیان اراده ی ابراهیم ع ذبح فرزند خود اسماعیل راای پدر خنجر برآر از آستین←بخش ۲۱۷ - شهادت خلاف دادن یکی از ائمه جماعتآن یکی را بود وامی بر کسی←بخش ۲۱۸ - بقیه داستان ابراهیم و قربانی کردن فرزند خود اسماعیل راآستین بالا فکند و با طرب←بخش ۲۱۹ - خطاب آمدن به ابراهیم قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا و فدا آمدن به جهت اسماعیلبود با خنجر خلیل اندر عتاب←بخش ۲۲۰ - بی نوایی که عاشق دختر پادشاه شدبود در شهری فقیری خارکن←بخش ۲۲۱ - درخواست پادشاه از آن فقیر که دخترش را بپذیردنیست از من هرکه این سنت نکرد←بخش ۲۲۲ - بیرون آمدن جوان خارکن از معبد خود و رفتن به سراپرده سلطاندر بر آن خار کن با صد نیاز←بخش ۲۲۳ - حدیث تفکر ساعة خیر من عبادة سنه و در حدیث دیگر سبعین سنهطاعت بی فکر و بی یاد و حضور←بخش ۲۲۴ - تذکار جوان فقیر خارکن به جهت تفکر در احوال خودزان تفکر در خود و ایام خود←بخش ۲۲۵ - راز و نیاز جوانی در مسجد به درگاه حضرت سبحانیک جوانی بود در ایام پیش←بخش ۲۲۶ - مهمانی کردن حضرت سلیمان حیوانات راآن شنیدی که سلیمان نبی←بخش ۲۲۷ - دستور یافتن حضرت سلیمان برای مهمانی مخلوقاتکرد روزی را معین بعد سال←بخش ۲۲۸ - رجوع به حکایت جوان چاره جو در مسجد و به مقصد رسیدن اوآنکه هم تن داد و هم تن را روان←بخش ۲۲۹ - رجوع به حکایت جوان خارکن که مایل به دختر پادشاه بودصد گلستانش شکفتن ساز کرد←بخش ۲۳۰ - حدیث:المجاز قنطرة الحقیقهعشق باشد لیک اگر نی صد مرض←بخش ۲۳۱ - رجوع به حکایت حضرت خلیل الرحمنهمچنانکه باقی آن داستان←بخش ۲۳۲ - پیغام آوردن جبرئیل به حضرت رسول و شهادت امام حسین عبود روزی آن رسول سرفراز←بخش ۲۳۳ - جواب دادن حضرت رسول صلی الله علیه و آله به جبرئیل عگفت پیغمبر به پیغام آورش←بخش ۲۳۴ - روانه شدن جناب امام حسین ع به سمت عراقای مدینه نوبت غم آمدت←بخش ۲۳۵ - خطاب به زمین عراق و کوفه و کربلا و آمدن حضرت سیدالشهداء عای زمین کربلا دلشاد زی←بخش ۲۳۶ - ورود شاه دین به زمین کربلادر رکابش خیل جانبازان همه←بخش ۲۳۷ - خطاب حضرت سیدالشهداء ع با اصحاب کبار خود در شب عاشوراچون نهفت از خجلت سلطان دین←بخش ۲۳۸ - روز عاشورا و حالات اصحاب آن حضرتسر سراسیمه برآورد آفتاب←بخش ۲۳۹ - خطاب حضرت سیدالشهداء ع به اصحاب خود در صبح عاشورا و آماده شدنشان برای قتالگفت با ایشان شه ملک بقا←بخش ۲۴۰ - شهادت حضرت علی اصغر در میدان بر روی دست حضرتهان بیارید آن یکی فرزند من←