شعر را زندگی کن
→ سلیمی جرونیسلیمی جرونی
سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرینچو فرهاد از غم شیرین برآشفت←بخش ۴۲ - آگاه شدن خسرو از احوال فرهادچو از فرهاد خسرو آگهی یافت←بخش ۴۳ - مناظره کردن خسرو با فرهادنخستین گفت کای فرهاد چونی←بخش ۴۴ - رفتن شیرین به کوه بیستون به دیدن فرهاد و سقط شدن بارگیشچنین دارم خبر از باستان گوی←بخش ۴۵ - گفتار در سبب مرگ فرهادز بعد آنکه خسرو شاه باداد←بخش ۴۶ - نامه نوشتن خسرو به شیرین به تعزیت فرهادچنین دادم خبر مرد سخندان←بخش ۴۷ - نامه نوشتن شیرین به خسرو به تعزیت مریمچو خسرو ساخت زین سان کار فرهاد←بخش ۴۸ - قصه شکر اصفهانیچو مریم را سر آمد عمر، خسرو←بخش ۴۹ - طلب کردن خسرو شاپور را و تنها ماندن شیرین و زاری نمودن روز و شبچو خسرو را دگر سر باره آمد←بخش ۵۰ - زاری کردن شیرین در صبحدم و اجابت دعااگر خواهی که یابی عالم صبح←بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرینسحر کز کوه سر زد خسرو شرق←بخش ۵۲ - رفتن خسرو به پای قصر شیرینچو دید از دور قصر آن سمنبر←بخش ۵۳ - پاسخ دادن شیرین، خسرو راچو خسرو کرد ازین بسیار زاری←بخش ۵۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین رادگر ره خسرو از نوعی که دانی←بخش ۵۵ - پاسخ دادن شیرین خسرو رادگر ره آن مه حسن از سر مهر←بخش ۵۶ - پاسخ دادن خسرو، شیرین رادگر باره به صد نیرنگ، پرویز←بخش ۵۷ - پاسخ دادن شیرین، خسرو رادگر ره آن سهی سرو از سر ناز←بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرینشباهنگام کان آهوی غماز←بخش ۵۹ - پشیمان شدن شیرین و رفتن عقب خسرو و مجلس نهادنسخن پرداز مجلس این چنین گفت←بخش ۶۰ - صفت مجلس خسرو و گفتن شاپور احوال شیرین در پردهچو بر زد نور خورشید از فلک سر←بخش ۶۱ - غزل گفتن بار بد از زبان خسروسحرگاهی چو چشم دلبران مست←بخش ۶۲ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیریننباید مست شد در کوی محبوب←بخش ۶۳ - غزل گفتن باربد از زبان خسروچو کرد آخر نکیسا این عمل را←بخش ۶۴ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرینزهی نور رخت شمع دل من←بخش ۶۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسروز قول شاه کرد این نغمه آهنگ←بخش ۶۶ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیریندر آن روزی که تخم مهر کشتند←بخش ۶۷ - غزل گفتن باربد از زبان خسرومرا عشق از جهان و جان برآورد←بخش ۶۸ - سؤالغرض از بود و از نابود چبود←بخش ۶۹ - جوابجوابش داد کای شاه جوان بخت←بخش ۷۰ - سؤالدگر گفتش بگو کاین چرخ دوار←بخش ۷۱ - جوابجوابش داد استاد سخنور←بخش ۷۲ - سؤالدگر گفتش بگو کز ذات قادر←بخش ۷۳ - جوابچنین دادش خبر استاد کامل←بخش ۷۴ - سؤالدگر گفتش زمان با آدمی زاد←بخش ۷۵ - جوابجوابش داد کین شخص زمانه←بخش ۷۶ - سؤالدگر گفتش که عالم را و آدم←بخش ۷۷ - جوابجوابش داد استاد از سر عقل←بخش ۷۸ - سؤالدگر گفتش فنا چبود، بقا چیست←بخش ۷۹ - جوابجوابش داد و گفتش ای خداوند←بخش ۸۰ - سؤالدگر گفتش که ای پیر معانی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth