شعر را زندگی کن
→ گزیدهٔ اشعارطغرای مشهدی
طغرای مشهدی

ابیات برگزیده از غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱۶۱ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری←شمارهٔ ۱۶۲چون نریزد غم شراب تلخکامی در قدح؟←شمارهٔ ۱۶۳رنگم از چهره به ذوق لب بام تو پرید←شمارهٔ ۱۶۴آخر شدن حسن بتان، اول داغ است←شمارهٔ ۱۶۵ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت←شمارهٔ ۱۶۶به مردم قرض دادن بینوایی ست←شمارهٔ ۱۶۷چو طبع داد خدا، گومده به ما فرزند←شمارهٔ ۱۶۸اشک، گستاخانه با این چشم خون پالا نشست←شمارهٔ ۱۶۹بس که از بارش اشکم در و دیوار نماند←شمارهٔ ۱۷۰بی زلف سیه، دلبری از خال نیاید←شمارهٔ ۱۷۱گشت عمر بخت ما، در رنگ مخمل، صرف خواب←شمارهٔ ۱۷۲ما تشنگان ز شیشه می آب می خوریم←شمارهٔ ۱۷۳چه سان خود را ز عشقت باز دارم؟←شمارهٔ ۱۷۴دنیا و آخرت چو ترازو فتاده است←شمارهٔ ۱۷۵ما چو موج انگشت رد بر جام دریا می نهیم←شمارهٔ ۱۷۶فتاد بقعه تقوی، شرابخانه سلامت←شمارهٔ ۱۷۷خواهی به دیر زمزمه کن،خواه در حرم←شمارهٔ ۱۷۸بوسه در آغوش ازان خودکام نتوانم گرفت←شمارهٔ ۱۷۹غنچه خواب آلود می گردد به دنبال قدح←شمارهٔ ۱۸۰امشب قدح از شراب خالی ست←شمارهٔ ۱۸۱دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفت←شمارهٔ ۱۸۲نیست از دست نکویانم زبان و دل یکی←شمارهٔ ۱۸۳از من بیمار حسرت، برگ آسایش مجوی←شمارهٔ ۱۸۴روز حساب را شب زلفت علامت است←شمارهٔ ۱۸۵غزل عاشقانه باید گفت←شمارهٔ ۱۸۶گفت می آیم گرت جان بر لب آید ز انتظار←شمارهٔ ۱۸۷چین پیشانی ارباب غم از شادی ماست←شمارهٔ ۱۸۸زلف تو، موج بحر پریشانی من است←شمارهٔ ۱۸۹طغرا در آخر غزل آورد مطلعی←شمارهٔ ۱۹۰از وعده وصل تو وفا را خبری نیست←شمارهٔ ۱۹۱بر گوش زد نسیمم، صوتی که نیشکر داشت←شمارهٔ ۱۹۲لکه ابری که فیضی داشت، دود شمع بود←شمارهٔ ۱۹۳بی فرات کرشمه ات در باغ←شمارهٔ ۱۹۴مجموعه تپش، دل محنت سرشت ماست←شمارهٔ ۱۹۵اگر شراب کمی کرد، غم مخور ساقی←شمارهٔ ۱۹۶چون نقاب از رخ گشایی، دیده گریان بهتر است←شمارهٔ ۱۹۷جلوه شاهد خلوتکده طور اینجاست←شمارهٔ ۱۹۸مگو که آینه بیداری ابد دارد←شمارهٔ ۱۹۹تا نیابد دست بر ما لشکر خونخوار غم←شمارهٔ ۲۰۰رویت ز عرق همچو گل تازه در آب است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth