→ الهی نامهعطار
عطار
بخش چهارم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
المقالة الرابعةپسر گفتش دلم حیران بماندست←(۱) حکایت سرپاتک هندیبه هندستان یکی را کودکی بود←(۲) حکایت وزیر که پسر صاحب جمال داشتوزیری را یکی زیبا پسر بود←(۳) حکایت پادشاه که از سپاه بگریختدر افتادند در شهری سپاهی←(۴) حکایت شه زاده که مرد سرهنگ بر وی عاشق شدیکی شهزاده چون مه پارهٔ بود←(۵) حکایت پیرمرد هیزم فروش و سلطان محمودمگر محمود با پنجه سواری←