خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات استبیار باده که عاشق نه مرد طامات است
۲
پیالهایدو به من ده که صبح پرده دریدپیادهایدو فرو کن که وقت شهمات است
۳
در آن مقام که دلهای عاشقان خون شدچه جای دردفروشان دیر آفات است
۴
کسی که دیرنشین مغانست پیوستهچه مرد دین و چه شایستهٔ عبادات است
صفحهٔ ۱ از ۴