خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره عشاق راهی بیکنار استازین ره دور اگر جانت به کار است
۲
وگر سیری ز جان در باز جان راکه یک جان را عوض آنجا هزار است
۳
تو هر وقتی که جانی برفشانیهزاران جان نو بر تو نثار است
۴
وگر در یک قدم صد جان دهندتنثارش کن که جانها بیشمار است
صفحهٔ ۱ از ۵