شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عکس روی تو بر نگین افتادحلقه بشکست و بر زمین افتاد
۲
شد جهان همچو حلقه‌ای بر منتا که چشمم بر آن نگین افتاد
۳
دور از رویت آتشم در دلزان لب همچو انگبین افتاد
۴
آب رویم مبر که بی رویتقسم من آه آتشین افتاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth