شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دل که ز خویشتن فنا گرددشایستهٔ قرب پادشا گردد
۲
هر گل که به رنگ دل نشد اینجااندر گل خویش مبتلا گردد
۳
امروز چو دل نشد جدا از گلفردا نه ز یکدگر جدا گردد
۴
خاک تن تو شود همه ذرههر ذره کبوتر هوا گردد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth