خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بودی که ز خود نبود گرددشایستهٔ وصل زود گردد
۲
چوبی که فنا نگردد از خودممکن نبود که عود گردد
۳
این کار شگرف در طریقتبر بود تو و نبود گردد
۴
هرگه که وجود تو عدم گشتحالی عدمت وجود گردد
صفحهٔ ۱ از ۳