شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب تو مردمیّ دیده داردولی زلف تو سر گردیده دارد
۲
که داند تا سر زلف تو در چینچه زنگی بچه ناگردیده دارد
۳
چو حسنت می‌نگنجد در جهانیبه جانم چون رهی دزدیده دارد
۴
چو مژه ، بر سرِ چشمَش نشاندسر یک مژه هر کو دیده دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth