خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر در حق هر که کار و بار نداردنزد حق او هیچ اعتبار ندارد
۲
جان به تماشای گلشن در حق برخوش بود آن گلشنی که خار ندارد
۳
مست خراب شراب شوق خدا شوزانکه شراب خدا خمار ندارد
۴
خدمت حق کن به هر مقام که باشیخدمت مخلوق افتخار ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲