شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عزم خرابات بی‌فنا نتوان کرددست به یک درد بی صفا نتوان کرد
۲
چون نه وجود است نه عدم به خراباتلاجرم این یک از آن جدا نتوان کرد
۳
شاه مباش و گدا مباش که آنجاهیچ نشان شه و گدا نتوان کرد
۴
گم شدن و بیخودی است راه خراباتتوشهٔ این راه جز فنا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth